What's new

Iranian Chill Thread

Stryker1982

SENIOR MEMBER
Oct 5, 2016
2,509
-2
4,124
Country
Iran, Islamic Republic Of
Location
Canada

Important and good thing to see. @SalarHaqq

We gave this plutonium pathway up, the fastest and cheapest way to produce a bomb, and received nothing, now the mistake has to be fixed which will be costing money, manpower and time. Regardless, this new guy is making important decisions.

While they won't overtly say it's for military use, it can be reconfigured to function as such.
 
Last edited:

TheImmortal

SENIOR MEMBER
Mar 11, 2017
4,097
-13
6,840
Country
United States
Location
United States
While they won't overtly say it's for military use, it can be reconfigured to function as such.
Too costly to reconfigure it at this point. He is saying he wants to get it up and running as the research reactor it was ment to be after signing the deal. The West hasn’t been helping as much as they should per JCPOA. It’s been 6 years and it isn’t online yet...you could build a nuclear reactor from scratch in that same time frame. Simply absurd.
 

Sineva

SENIOR MEMBER
May 24, 2018
2,800
-3
6,065
Country
Australia
Location
Korea, Democratic Peoples Republic Of

Important and good thing to see. @SalarHaqq

We gave this plutonium pathway up, the fastest and cheapest way to produce a bomb, and received nothing, now the mistake has to be fixed which will be costing money, manpower and time. Regardless, this new guy is making important decisions.

While they won't overtly say it's for military use, it can be reconfigured to function as such.
Its honestly hard to know whether hes talking about finishing the reconstruction of the reactor to the new smaller enriched core,or whether hes talking about restoring it to its original larger nu core.
Of course I wouldnt trust a zionist source as far as I could sh!t,piss or spit it.
Effectively the whole things been on pause ever since iran started rolling back its participation in the jcpoa,as it made no sense to continue to modify it if the jcpoa was dead,yet while even a small chance remains of its revival,it makes no sense to start work on restoring it to its original configuration,even tho the chump regime by sanctioning the foreign companies involved in the reworking of the design pretty much handed iran the perfect excuse to return the reactor to its original configuration.
 

sha ah

FULL MEMBER
Mar 2, 2018
1,275
0
1,873
Country
Iran, Islamic Republic Of
Location
Canada
A record 1.6 million people were vaccinated in Iran in 1 day as Covid-19 infection/death rates are on the way down. At this rate, by the end of October, the majority of eligible people will have received 1 dose.

 
Last edited:

aryobarzan

FULL MEMBER
Feb 17, 2019
1,977
1
6,106
Country
Iran, Islamic Republic Of
Location
Canada
Which countries know Iran the best
An Iranian researcher provides his scientific findings on the subject ..I have provided the this list an an interest to all of us Iranians..few surprises..... that our neighbours know not much about us.. Amongst the Arabs, UAE knows the most (lots of Iranians in UAE) and Iraqis and Saudis know the least about us ...Iraq was a big surprise!!...I would have been interested to know Pakistan this what he says about Pakistan (پاکستا ن عمدتاً خود را با اعراب خلیج فارس تعریف کرده است.) meaning "Pakistan has defined herself with the Persian gulf Arabs" . However being in this forum long enough I would put Pakistan in group C (medium knowledge)..Any way here is article ..google translate it if you do not read Farsi.

Group A: (Exceptional knowledge of Iran): UK

Group B: (great knowledge of Iran): Israel, France, Russia

Group C: (medium knowledge of Iran): India, UAE, Japan,Turkey, Italy, US, Germany and China!!)..

Group D: Iraq, Saudi Arabia and Canada.



کدام کشور دقیق‌ترین شناخت را از ایران دارد؟

محمود سریع القلم
کدام کشور دقیق‌ترین شناخت را از ایران دارد؟

ضمن اینکه در انتهای این مطلب، به ترتیب اهمیت، لیستی از کشورها آمده اما دلیل کانونی که انگلستان، دقیق‌ترین شناخت را دارد بخاطر این است که در پی تغییر در ایران نیست.
ابتدا «شناخت» و «دقیق‌ترین» را تعریف می‌کنیم. منظور از شناخت، فهم یک پدیده یا جامعه آنگونه که «هست» نه آنگونه که «باید باشد.» شاید هیچ ملتی به اندازه انگلیسی‌ها، کنجکاوی برای فهم پدیده‌های «متفاوت و متضاد» را نداشته باشد. حکومت و محقق انگلیسی این توان فکری را دارد که سوژه‌ی مورد مطالعه را از نظام باورها و آرزوهای خود تفکیک کند: سعی می‌کند سوژه را آنگونه که هست و با منطق خودِ سوژه بدون آنکه آن را قبول کند بفهمد. در فرایند این شناخت، او در پی تغییر سوژه نیست. تئوری تغییر انگلیسی بر این اصل استوار است که: اصولاً چرا باید دیگران را تغییر داد؟ مگر یک هندی یا چینی یا قطری میتواند در عوالم ذهنی و عینی یک انگلیسی ورود کرده و سیر کند؟ این چه کاری است که برای تغییر جوامع دیگر باید پول و منابع هزینه کرد. با این روش، انگلیسی به سراغ دالان‌های هزارتوی (Labyrinth) ذهن سوژه میرود تا با جامعه‌ شناسی و روانشناسی، نظام «کنش-واکنش» او را واکاوی و استخراج کند. او به دنبال خوب و بد، غلط و درست، عاقل و نادان، موفق و غیر موفق و امثالهم نیست. شناخت دقیق یعنی: مخاطب به چه می‌اندیشد؟ چه امری برای او مهم است؟ محرکه‌ی عصبانیت او چیست؟ عامل خوشحالی او چه میتواند باشد؟ اولویت‌بندی ذهن او چگونه است؟ منابع رضایت و عدم رضایت او کدامند؟ و شاید از همه مهم‌تر، تعریف سوژه از زندگی چیست؟ انگلیسی تلاش می‌کند به طور دقیق و با دقت عینی و مستقل از ذهنیت خود، به پاسخ‌های مطمئن دست یابد چون بسیار سخت و بلکه محال است حال و هوا، آداب، سنتها و باورهای ملّت‌های دیگر را تغییر داد و شبیه خود کرد. هدف از شناختِ عمیق اجتماعی و روانی سوژه چیست؟ هدف این است که دایره‌ای شکل داد تا خود و مخاطب در آن دایره‌ی مشترک، منافع مشترکی را تعریف کرده و آنها را با درصدهای مختلف تحقق بخشند.
نکته‌ی کلیدی در بحث فوق این است که تا چه میزان یک کشورظرفیت ادراک و تحلیل از مخاطب را خارج از تعصبات، ارزشها و قالب‌های خود کسب کرده است. شناخت دیگران صرفاً از لِنز خود باعث مخدوش شدن شناخت می شود (Predispositions or Pre-conceived Notions). ترسیم کردن دنیای دیگران و وصل کردن نقاط رفتاری در نقشه‌ی بزرگ ذهن یک فرد یا ملت، خود تخصص است. مدت‌هاست که گفته می‌شود جهان، جهان داده‌ها و اطلاعات است. اما شاید بتوان نکته‌ی به مراتب با اهمیت تری را مطرح کرد: پردازش اطلاعات از خود اطلاعات برجسته تر است (Information Processing). انگلیسی‌ها ضمن اینکه نسبت به آنچه معرف آنهاست اعتماد به نفس دارند، ولی وقتی با تفاوت‌ها و تناقضات در محیط بین‌المللی روبرو می‌شوند در پی هضم آن در قالب منافع خود هستند. برای آنکه اطلاعات در مورد کشورها و جریان‌ها را مطالعه کنند، حتی‌المقدور نظام باورهای خود را کنار گذاشته و از زوایای درونی جهان مخاطب سعی می‌کنند او را بفهمند. از این رو، طی چند قرن عملکرد بین‌المللی انگلستان، انگلیسی‌ها به دنبال دموکراتیک کردن دیگران نبوده‌اند. در تاریخ قاجار آمده که سفیر جدید انگلستان در ایران در بازار کاشان قدم میزده و ناگهان صدای اذان شنیده می‌شود. از مترجم ایرانی می‌پرسد: این صدای چیست؟ می گوید: دعوت مردم برای ادای نماز ظهر در مسجد است. باز می‌پرسد: این با منافع بریتانیای کبیردر تضاد است؟ جواب می‌آید: خیر، اینها سنن و آداب مذهبی هستند. سپس با آرامش می‌گوید: ما کاری با سنت اذان و آداب عبادت و مسجد نداریم. اینها مسائل محلی هستند. اگر فهم و پردازش اطلاعاتِ یک مخاطب فرضی، صرفاً مبتنی بر نظامِ فکری پردازش کننده باشد، تعدد خطاها بیشتر می‌شود. حتی باراک اوباما در سال آخر ریاست جمهوری خود در ماه مه 2016 طی مصاحبه‌ای با مجله آتلانتیک به خطاهای سیاست خارجی و مشکل پردازش اطلاعات اشاره می‌کند. این درحالی است که به واسطه‌ی فناوری، هیچ کشوری به اندازه‌ی آمریکا بر داده‌ها در کل نظام بین‌المللی تسلط و دسترسی ندارد، اما این دسترسی به اطلاعات، ضرورتاً به توانایی در پردازش منجر نمی‌شود. معمولاً گفته میشود پردازش داده‌ها محتاج تحصیل و مدرک دانشگاهی است ولی داشتن متدولوژی از داشتنِ صرفِ مدرک به مراتب کلیدی‌تر است. تفکیک میان آنچه هست و آنچه باید باشد، به انبوهی از مهارت‌های روشی و در عین حال نیاز به احاطۀ عمیق بر نظریه‌های انسان شناسی دارد. یکی از نمادهای انسان‌شناسی نزد انگلیسی‌ها این است که دشمن را نباید صد در صد شکست داد چون ممکن است در مقطعی استفاده‌ای داشته باشد. از منظر تئوریک نیز، هیچ انسان و جامعه‌ای دوست ندارد کاملاً شکست بخورد. نحوۀ برخورد با دشمن خود یک تخصص است که ضرورتاً با گرفتن مدرک و دکترا به دست نمی آید. ضعیف ترین روش، روش کلامی و یا امروزی آن توییتری است. چینی ها بعد از انگلیسی ها، توانمند ترین کشور در برخورد با دوست و دشمن هستند. Sun Tzu می گوید: وقتی دشمن مشغول اشتباه است نباید مزاحم او شد. انگلیسی ها و چینی ها، آرام ترین سیاست مداران و خاورمیانه ای ها عصبانی ترین ها را دارا هستند. عموماً ریشۀ عصبانیت و هیاهو چه فردی و چه سیاسی، در ضعفِ اعتمادِ به نفس است.
در دوران پس از رنسانس، انگلیس و فرانسه 155 بار باهم جنگیده‌اند و هم اکنون نیز در محافل خصوصی، سخنان نه چندان خوبی نسبت به هم می‌گویند ولی منافع عظیمی را در دایره‌ای مشترک تعریف کرده‌اند. اصولاً انسان‌ها و جوامع به سختی یکدیگر را تائید می کنند، اما منافع است که آنها را به یکدیگر پایبند می‌کند. از این رو، شاید در کلِ متونِ علوم انسانی، هیچ شناختی با اهمیت‌تر از شناخت «طبع بشر» نباشد. وقتی دست اندرکاران دیپلماسی ایران به اعرابِ خلیج فارس می‌گویند: شما امنیت خود را می‌خرید، این چند ضعف شناختی را دنبال می‌کند. اول اینکه این افراد، تاریخ نخوانده‌اند و با مسائل یک صدسال گذشته جزیره العرب آشنایی ندارند. دوم اینکه با ساخت اجتماعی و طایفگی این منطقه ناآشنا بوده و سوم اینکه اصولاً این کشورها کدام منابع داخلی برای تامین امنیت ملّی خود را دارند که بتوان چنین انتظاری را از آنها داشت؟ همین بی دقتی ها در حرف زدن، زمینۀ بسیاری بد بینی ها شده است. آیا می توان گفت که رعایت روان شناسی کلام و مدیریت با حوصلۀ واکنش ها در سیاست خارجی ایران درحداقل خود است؟ ممکن است خواننده محترم این نقد را مطرح کند که نتیجه این بحث، حفظ وضع موجود و فقدان تغییر می‌شود. جواب این نقد اینگونه است که تغییر در بستر خاص خود امکان پذیر است. اگر آن بسترهای فکری و اجتماعی و ساختاری آماده نباشند و اقناع نشوند، تغییر محقق نمی‌شود. دولت فدرال آمریکا، حدود 16000 زیرمجموعه دارد و به همین دلیل تغییر در سیاست‌گذاری‌های آن، آهسته پیش می‌رود (Inertia) در حالی که در کشوری مانند چین یا روسیه، تغییر در سیاست خارجی نتیجۀ تبادلات و محاسبات در گروه‌های بسیار کوچک است و تابع بوروکراسی های گسترده نیست. دلیلِ علمی شکست برجام، شناخت دست‌اندرکاران از نظام بین‌الملل بر اساس قالب‌های ذهنی داخلی بود. در عین حال، عدم آشنایی رسانه‌های داخلی با تاریخ و تار و پود بین‌المللی، سبب پایکوبی و جشن‌های زودرس شد. یکی از بنیان‌های تئوریک جنگ و تضاد و تقابل های تمام نشدنی در خاورمیانه بخاطراین است که عموماً همه میخواهند دیگران را شبیه خود کنند و نمی توانند دایره های مشترک ایجاد کنند.
از عبارت «آنچه هست و نه آنچه که باید باشد»، چه نکاتی را می‌توان برای سیاست خارجی و رفتار بین‌المللی ایران استخراج کرد؟ کدام منافع مشترک، ایران را به منطقه متصل می‌کند؟ در روابط بین‌الملل امروز، منطقه گرایی به معنای اتصالات گسترده اقتصادی بسیار مرسوم شده است. اما این منطقه گرایی، به پیش‌نیازهایی در حوزه باورهای سیاسی و فرهنگی و تاریخی وابسته است و به همین دلیل ده کشور عضو آسهآن (ASEAN) در جنوب و شرق آسیا به موازات تعلقات وسیع تاریخی و اجتماعی و حتی مذهبی و هم اکنون اقتصادی، نمونه ای موفق از منطقه گرایی را رقم زده اند. یک وقت جبر جغرافیایی باعث میشود کشوری با همسایه‌ی خود تعامل کند بدون اینکه او را قبول داشته باشد مانند کره جنوبی نسبت به چین. اما زمانی یک کشور، همسایه‌ی خود را به دلایل مختلف در ذهن و قلب خود قبول دارد مانند کشورهای اسکاندیناوی. به نظر می‌رسد حتی عراقی‌ها که اشتراکات فراوانی با ایران دارند، در نهایت با هم زبان‌های خود راحت‌ترند. پاکستان عمدتاً خود را با اعراب خلیج فارس تعریف کرده است. اعراب خلیج فارس، کانون‌های مشترک فراوانی با هم دارند و با ثروت چند تریلیونی، انتخاب های فراوانی دارند و در اعماق ذهن خود، ایران را صرفاً جبر جغرافیایی می دانند. حتی جمهوری آذربایجان حلقه‌های مشترک بسیاری با ترکیه و اسراییل ایجاد کرده است. به نظرمی رسد ترکیه هم مرتب در پی شکار فرصت ها است. متدولوژی دولت بایدن در هفت ماه گذشته، هم گرایی خاورمیانه منهای ایران بوده و می خواهد آن را از دور مدیریت کند. آمریکا می خواهد با هم گرایی اقتصادی، واقعیت های جدید سیاسی به وجود آورد.
تجربۀ این نویسنده با 114 کشور جهان از نزدیک، این مشاهده‌ی علمی را نشان می‌دهد که سه کشورهند، مصر و ژاپن، مستقل از اینکه چه میزان شناخت از ایرانِ امروز دارند، ، به راستی ایران را چه در سطح حاکمیت ها و چه در سطح مردم خودشان قبول دارند و به ایران و ایرانی، تمدنی می‌نگرند هر چند به خاطر فشار غرب فعلاً فاصله می گیرند. اما در سطح منطقهای، ایران کشوری فوق العاده خاص است و غریب و نتوانسته منافع خود را با کشوری قفل کند. به همین دلیل راحت تحریم می شود چون با کشوری منافع استراژیک ندارد. همچنان که این نویسنده طی کتابی پیرامون سیاست خارجی ایران در سال 1378 تبیین نمود، به نظر می‌رسد مهمترین منبع تامین امنیت و حاکمیت ملّی کشور در منطقۀ خاورمیانه، بسط ارتباطات گسترده اقتصادی و تجاری است، به طوریکه هندی ها با حضور 9 میلیونی خود در کشورهای خلیج فارس، حدود 35 میلیارد دلار در سال برای کشورشان درآمد تولید می‌کنند. اما به لحاظ شناختی و تئوریک، گسترش چنین روابط اقتصادی در منطقه بدون کاهش تنش در مناسبات بین‌المللی امکان‌پذیر نخواهد بود. اگر هدف، کارآمدی و ثبات در زندگی مردم ایران باشد، سهمِ اهمیتِ سیاست خارجی در تدوین این دکترین، شاید به 70 درصد برسد. از این رو، دانش بین‌المللی از آنچه که هست و واقعیت دارد چه برای سیاست‌مدار، چه نویسنده، چه رسانه، برای آیندۀ ایران تعیین کننده است.
در خاتمه، 15 کشور به ترتیب بر اساس عمق شناختی که از فرهنگ، جامعه، سیاست و روانشناسی ایران و ایرانی دارند، آورده می‌شود. مبنای این تقسیم بندی، مطالعات علمی و مشاهده در صدها کنفرانس بین المللی نویسنده طی 25 سال گذشته به عنوان یک دانشجوی روابط بین الملل است:
گروه الف (شناخت منحصر به فرد)
  1. انگلستان
گروه ب (شناخت بسیارعالی)
  1. اسراییل
  2. فرانسه
  3. روسیه
گروه پ (شناخت متوسط)
  1. هند
  2. امارات
  3. ژاپن
  4. ترکیه
  5. ایتالیا
  6. آمریکا
  7. آلمان
  8. چین
گروه ت (شناخت ضعیف)
  1. عراق
  2. عربستان
  3. کانادا
 

Shawnee

FULL MEMBER
Jan 22, 2020
1,844
0
3,213
Country
United States
Location
United Kingdom
Which countries know Iran the best

An Iranian researcher provides his scientific findings on the subject ..I have provided the this list an an interest to all of us Iranians..few surprises..... that our neighbours know not much about us.. Amongst the Arabs, UAE knows the most (lots of Iranians in UAE) and Iraqis and Saudis know the least about us ...Iraq was a big surprise!!...I would have been interested to know Pakistan this what he says about Pakistan (پاکستا ن عمدتاً خود را با اعراب خلیج فارس تعریف کرده است.) meaning "Pakistan has defined herself with the Persian gulf Arabs" . However being in this forum long enough I would put Pakistan in group C (medium knowledge)..Any way here is article ..google translate it if you do not read Farsi.

Group A: (Exceptional knowledge of Iran): UK

Group B: (great knowledge of Iran): Israel, France, Russia

Group C: (medium knowledge of Iran): India, UAE, Japan,Turkey, Italy, US, Germany and China!!)..

Group D: Iraq, Saudi Arabia and Canada.


کدام کشور دقیق‌ترین شناخت را از ایران دارد؟
محمود سریع القلم
کدام کشور دقیق‌ترین شناخت را از ایران دارد؟

ضمن اینکه در انتهای این مطلب، به ترتیب اهمیت، لیستی از کشورها آمده اما دلیل کانونی که انگلستان، دقیق‌ترین شناخت را دارد بخاطر این است که در پی تغییر در ایران نیست.
ابتدا «شناخت» و «دقیق‌ترین» را تعریف می‌کنیم. منظور از شناخت، فهم یک پدیده یا جامعه آنگونه که «هست» نه آنگونه که «باید باشد.» شاید هیچ ملتی به اندازه انگلیسی‌ها، کنجکاوی برای فهم پدیده‌های «متفاوت و متضاد» را نداشته باشد. حکومت و محقق انگلیسی این توان فکری را دارد که سوژه‌ی مورد مطالعه را از نظام باورها و آرزوهای خود تفکیک کند: سعی می‌کند سوژه را آنگونه که هست و با منطق خودِ سوژه بدون آنکه آن را قبول کند بفهمد. در فرایند این شناخت، او در پی تغییر سوژه نیست. تئوری تغییر انگلیسی بر این اصل استوار است که: اصولاً چرا باید دیگران را تغییر داد؟ مگر یک هندی یا چینی یا قطری میتواند در عوالم ذهنی و عینی یک انگلیسی ورود کرده و سیر کند؟ این چه کاری است که برای تغییر جوامع دیگر باید پول و منابع هزینه کرد. با این روش، انگلیسی به سراغ دالان‌های هزارتوی (Labyrinth) ذهن سوژه میرود تا با جامعه‌ شناسی و روانشناسی، نظام «کنش-واکنش» او را واکاوی و استخراج کند. او به دنبال خوب و بد، غلط و درست، عاقل و نادان، موفق و غیر موفق و امثالهم نیست. شناخت دقیق یعنی: مخاطب به چه می‌اندیشد؟ چه امری برای او مهم است؟ محرکه‌ی عصبانیت او چیست؟ عامل خوشحالی او چه میتواند باشد؟ اولویت‌بندی ذهن او چگونه است؟ منابع رضایت و عدم رضایت او کدامند؟ و شاید از همه مهم‌تر، تعریف سوژه از زندگی چیست؟ انگلیسی تلاش می‌کند به طور دقیق و با دقت عینی و مستقل از ذهنیت خود، به پاسخ‌های مطمئن دست یابد چون بسیار سخت و بلکه محال است حال و هوا، آداب، سنتها و باورهای ملّت‌های دیگر را تغییر داد و شبیه خود کرد. هدف از شناختِ عمیق اجتماعی و روانی سوژه چیست؟ هدف این است که دایره‌ای شکل داد تا خود و مخاطب در آن دایره‌ی مشترک، منافع مشترکی را تعریف کرده و آنها را با درصدهای مختلف تحقق بخشند.
نکته‌ی کلیدی در بحث فوق این است که تا چه میزان یک کشورظرفیت ادراک و تحلیل از مخاطب را خارج از تعصبات، ارزشها و قالب‌های خود کسب کرده است. شناخت دیگران صرفاً از لِنز خود باعث مخدوش شدن شناخت می شود (Predispositions or Pre-conceived Notions). ترسیم کردن دنیای دیگران و وصل کردن نقاط رفتاری در نقشه‌ی بزرگ ذهن یک فرد یا ملت، خود تخصص است. مدت‌هاست که گفته می‌شود جهان، جهان داده‌ها و اطلاعات است. اما شاید بتوان نکته‌ی به مراتب با اهمیت تری را مطرح کرد: پردازش اطلاعات از خود اطلاعات برجسته تر است (Information Processing). انگلیسی‌ها ضمن اینکه نسبت به آنچه معرف آنهاست اعتماد به نفس دارند، ولی وقتی با تفاوت‌ها و تناقضات در محیط بین‌المللی روبرو می‌شوند در پی هضم آن در قالب منافع خود هستند. برای آنکه اطلاعات در مورد کشورها و جریان‌ها را مطالعه کنند، حتی‌المقدور نظام باورهای خود را کنار گذاشته و از زوایای درونی جهان مخاطب سعی می‌کنند او را بفهمند. از این رو، طی چند قرن عملکرد بین‌المللی انگلستان، انگلیسی‌ها به دنبال دموکراتیک کردن دیگران نبوده‌اند. در تاریخ قاجار آمده که سفیر جدید انگلستان در ایران در بازار کاشان قدم میزده و ناگهان صدای اذان شنیده می‌شود. از مترجم ایرانی می‌پرسد: این صدای چیست؟ می گوید: دعوت مردم برای ادای نماز ظهر در مسجد است. باز می‌پرسد: این با منافع بریتانیای کبیردر تضاد است؟ جواب می‌آید: خیر، اینها سنن و آداب مذهبی هستند. سپس با آرامش می‌گوید: ما کاری با سنت اذان و آداب عبادت و مسجد نداریم. اینها مسائل محلی هستند. اگر فهم و پردازش اطلاعاتِ یک مخاطب فرضی، صرفاً مبتنی بر نظامِ فکری پردازش کننده باشد، تعدد خطاها بیشتر می‌شود. حتی باراک اوباما در سال آخر ریاست جمهوری خود در ماه مه 2016 طی مصاحبه‌ای با مجله آتلانتیک به خطاهای سیاست خارجی و مشکل پردازش اطلاعات اشاره می‌کند. این درحالی است که به واسطه‌ی فناوری، هیچ کشوری به اندازه‌ی آمریکا بر داده‌ها در کل نظام بین‌المللی تسلط و دسترسی ندارد، اما این دسترسی به اطلاعات، ضرورتاً به توانایی در پردازش منجر نمی‌شود. معمولاً گفته میشود پردازش داده‌ها محتاج تحصیل و مدرک دانشگاهی است ولی داشتن متدولوژی از داشتنِ صرفِ مدرک به مراتب کلیدی‌تر است. تفکیک میان آنچه هست و آنچه باید باشد، به انبوهی از مهارت‌های روشی و در عین حال نیاز به احاطۀ عمیق بر نظریه‌های انسان شناسی دارد. یکی از نمادهای انسان‌شناسی نزد انگلیسی‌ها این است که دشمن را نباید صد در صد شکست داد چون ممکن است در مقطعی استفاده‌ای داشته باشد. از منظر تئوریک نیز، هیچ انسان و جامعه‌ای دوست ندارد کاملاً شکست بخورد. نحوۀ برخورد با دشمن خود یک تخصص است که ضرورتاً با گرفتن مدرک و دکترا به دست نمی آید. ضعیف ترین روش، روش کلامی و یا امروزی آن توییتری است. چینی ها بعد از انگلیسی ها، توانمند ترین کشور در برخورد با دوست و دشمن هستند. Sun Tzu می گوید: وقتی دشمن مشغول اشتباه است نباید مزاحم او شد. انگلیسی ها و چینی ها، آرام ترین سیاست مداران و خاورمیانه ای ها عصبانی ترین ها را دارا هستند. عموماً ریشۀ عصبانیت و هیاهو چه فردی و چه سیاسی، در ضعفِ اعتمادِ به نفس است.
در دوران پس از رنسانس، انگلیس و فرانسه 155 بار باهم جنگیده‌اند و هم اکنون نیز در محافل خصوصی، سخنان نه چندان خوبی نسبت به هم می‌گویند ولی منافع عظیمی را در دایره‌ای مشترک تعریف کرده‌اند. اصولاً انسان‌ها و جوامع به سختی یکدیگر را تائید می کنند، اما منافع است که آنها را به یکدیگر پایبند می‌کند. از این رو، شاید در کلِ متونِ علوم انسانی، هیچ شناختی با اهمیت‌تر از شناخت «طبع بشر» نباشد. وقتی دست اندرکاران دیپلماسی ایران به اعرابِ خلیج فارس می‌گویند: شما امنیت خود را می‌خرید، این چند ضعف شناختی را دنبال می‌کند. اول اینکه این افراد، تاریخ نخوانده‌اند و با مسائل یک صدسال گذشته جزیره العرب آشنایی ندارند. دوم اینکه با ساخت اجتماعی و طایفگی این منطقه ناآشنا بوده و سوم اینکه اصولاً این کشورها کدام منابع داخلی برای تامین امنیت ملّی خود را دارند که بتوان چنین انتظاری را از آنها داشت؟ همین بی دقتی ها در حرف زدن، زمینۀ بسیاری بد بینی ها شده است. آیا می توان گفت که رعایت روان شناسی کلام و مدیریت با حوصلۀ واکنش ها در سیاست خارجی ایران درحداقل خود است؟ ممکن است خواننده محترم این نقد را مطرح کند که نتیجه این بحث، حفظ وضع موجود و فقدان تغییر می‌شود. جواب این نقد اینگونه است که تغییر در بستر خاص خود امکان پذیر است. اگر آن بسترهای فکری و اجتماعی و ساختاری آماده نباشند و اقناع نشوند، تغییر محقق نمی‌شود. دولت فدرال آمریکا، حدود 16000 زیرمجموعه دارد و به همین دلیل تغییر در سیاست‌گذاری‌های آن، آهسته پیش می‌رود (Inertia) در حالی که در کشوری مانند چین یا روسیه، تغییر در سیاست خارجی نتیجۀ تبادلات و محاسبات در گروه‌های بسیار کوچک است و تابع بوروکراسی های گسترده نیست. دلیلِ علمی شکست برجام، شناخت دست‌اندرکاران از نظام بین‌الملل بر اساس قالب‌های ذهنی داخلی بود. در عین حال، عدم آشنایی رسانه‌های داخلی با تاریخ و تار و پود بین‌المللی، سبب پایکوبی و جشن‌های زودرس شد. یکی از بنیان‌های تئوریک جنگ و تضاد و تقابل های تمام نشدنی در خاورمیانه بخاطراین است که عموماً همه میخواهند دیگران را شبیه خود کنند و نمی توانند دایره های مشترک ایجاد کنند.
از عبارت «آنچه هست و نه آنچه که باید باشد»، چه نکاتی را می‌توان برای سیاست خارجی و رفتار بین‌المللی ایران استخراج کرد؟ کدام منافع مشترک، ایران را به منطقه متصل می‌کند؟ در روابط بین‌الملل امروز، منطقه گرایی به معنای اتصالات گسترده اقتصادی بسیار مرسوم شده است. اما این منطقه گرایی، به پیش‌نیازهایی در حوزه باورهای سیاسی و فرهنگی و تاریخی وابسته است و به همین دلیل ده کشور عضو آسهآن (ASEAN) در جنوب و شرق آسیا به موازات تعلقات وسیع تاریخی و اجتماعی و حتی مذهبی و هم اکنون اقتصادی، نمونه ای موفق از منطقه گرایی را رقم زده اند. یک وقت جبر جغرافیایی باعث میشود کشوری با همسایه‌ی خود تعامل کند بدون اینکه او را قبول داشته باشد مانند کره جنوبی نسبت به چین. اما زمانی یک کشور، همسایه‌ی خود را به دلایل مختلف در ذهن و قلب خود قبول دارد مانند کشورهای اسکاندیناوی. به نظر می‌رسد حتی عراقی‌ها که اشتراکات فراوانی با ایران دارند، در نهایت با هم زبان‌های خود راحت‌ترند. پاکستان عمدتاً خود را با اعراب خلیج فارس تعریف کرده است. اعراب خلیج فارس، کانون‌های مشترک فراوانی با هم دارند و با ثروت چند تریلیونی، انتخاب های فراوانی دارند و در اعماق ذهن خود، ایران را صرفاً جبر جغرافیایی می دانند. حتی جمهوری آذربایجان حلقه‌های مشترک بسیاری با ترکیه و اسراییل ایجاد کرده است. به نظرمی رسد ترکیه هم مرتب در پی شکار فرصت ها است. متدولوژی دولت بایدن در هفت ماه گذشته، هم گرایی خاورمیانه منهای ایران بوده و می خواهد آن را از دور مدیریت کند. آمریکا می خواهد با هم گرایی اقتصادی، واقعیت های جدید سیاسی به وجود آورد.
تجربۀ این نویسنده با 114 کشور جهان از نزدیک، این مشاهده‌ی علمی را نشان می‌دهد که سه کشورهند، مصر و ژاپن، مستقل از اینکه چه میزان شناخت از ایرانِ امروز دارند، ، به راستی ایران را چه در سطح حاکمیت ها و چه در سطح مردم خودشان قبول دارند و به ایران و ایرانی، تمدنی می‌نگرند هر چند به خاطر فشار غرب فعلاً فاصله می گیرند. اما در سطح منطقهای، ایران کشوری فوق العاده خاص است و غریب و نتوانسته منافع خود را با کشوری قفل کند. به همین دلیل راحت تحریم می شود چون با کشوری منافع استراژیک ندارد. همچنان که این نویسنده طی کتابی پیرامون سیاست خارجی ایران در سال 1378 تبیین نمود، به نظر می‌رسد مهمترین منبع تامین امنیت و حاکمیت ملّی کشور در منطقۀ خاورمیانه، بسط ارتباطات گسترده اقتصادی و تجاری است، به طوریکه هندی ها با حضور 9 میلیونی خود در کشورهای خلیج فارس، حدود 35 میلیارد دلار در سال برای کشورشان درآمد تولید می‌کنند. اما به لحاظ شناختی و تئوریک، گسترش چنین روابط اقتصادی در منطقه بدون کاهش تنش در مناسبات بین‌المللی امکان‌پذیر نخواهد بود. اگر هدف، کارآمدی و ثبات در زندگی مردم ایران باشد، سهمِ اهمیتِ سیاست خارجی در تدوین این دکترین، شاید به 70 درصد برسد. از این رو، دانش بین‌المللی از آنچه که هست و واقعیت دارد چه برای سیاست‌مدار، چه نویسنده، چه رسانه، برای آیندۀ ایران تعیین کننده است.
در خاتمه، 15 کشور به ترتیب بر اساس عمق شناختی که از فرهنگ، جامعه، سیاست و روانشناسی ایران و ایرانی دارند، آورده می‌شود. مبنای این تقسیم بندی، مطالعات علمی و مشاهده در صدها کنفرانس بین المللی نویسنده طی 25 سال گذشته به عنوان یک دانشجوی روابط بین الملل است:
گروه الف (شناخت منحصر به فرد)
  1. انگلستان​
گروه ب (شناخت بسیارعالی)​
  1. اسراییل​
  2. فرانسه​
  3. روسیه​
گروه پ (شناخت متوسط)​
  1. هند​
  2. امارات​
  3. ژاپن​
  4. ترکیه​
  5. ایتالیا​
  6. آمریکا​
  7. آلمان​
  8. چین​
گروه ت (شناخت ضعیف)​
  1. عراق​
  2. عربستان​
  3. کانادا​


اریوبرزن جان

مشاهدات من از این مردم متفاوته

من با هندی و پاکستانی های زیادی کار کردم
اونها از همه بیشتر از ایران اطلاع دارند

پاکستانی های زیادی فارسی بلدند و عاشق ایرانند

بحرینی های زیادی فارسی بلدند و ایران اومدند

من تجربه متوسطی از مصری ها دارم
پاکستان و هند رو ترجیح میدم

ایران به عنوان یک هویت شیعه و تنها کشور تاریخی کمی جدا افتاده

خطاهای اول انقلاب هم موثر بوده
مثل حمله به سفارت امریکا که فریب ما توسط رجوی چی ها و چپی ها بود
ما اشتباه کردیم و بی اشتباه نبودیم

الان راه حل رو تولید داخل میدونم نه حرص فروش نفت خام و واردات بی ارزش و امتیاز به هر ناکس​
 

925boy

SENIOR MEMBER
Sep 10, 2016
4,590
-30
5,083
Country
United States
Location
United States
I don’t just count the ships.
exactly, because thats typical case of "McNamara fallacy - The McNamara fallacy (also known as the quantitative fallacy[1]), named for Robert McNamara, the US Secretary of Defense from 1961 to 1968, involves making a decision based solely on quantitative observations (or metrics) and ignoring all others. The reason given is often that these other observations cannot be proven. "

If US and NATO were so strong, then why did they just fukn lose the Afghanistan war so woefully??? thats what we need explained!
 

sha ah

FULL MEMBER
Mar 2, 2018
1,275
0
1,873
Country
Iran, Islamic Republic Of
Location
Canada
For Iran this will help offset US sanctions even further. I doubt if Iran is having any issues selling oil, especially with Lebanon requiring oil and winter quickly approaching, energy prices seem to be spiking.

India really does stand out here though. On one hand they're a proud member in the anti China Quad alliance, on the other hand they're a member of the Shanghai Cooperation Organization ?

Unfortunately the USA and China seem to be gearing up for a major war over Taiwan / the South China Sea and global dominance in general. Many estimate that this war will break out sometime in the 2030s.

Recently the USA created AUKUS, yet another anti China alliance and is now planning to sell nuclear powered submarines to Australia. President of China, Xi JinPing also seems to be tightening is grip on power and preparing the country for an inevitable conflict.

Every industry in China from education, tech, entertainment has been made to fall into line in one way or the other. Children from an early age now are being taught to study the ideology promoted by Xi, while having to salute their student union leaders in a military fashion.

Effeminate male entertainers are being discouraged and corruption / deviance is being systematically purged from every sector. Chinese companies are not being allowed to sell their stocks in the USA or abroad. Anything that would give the slightest leverage or advantage to the west over China is being scrutinized.

Crony capitalism, investments in what China calls (fake businesses) tech start ups for example are being discouraged while China doubles down on its manufacturing sector (real businesses). This makes perfect sense in the context of a war since manufacturing is vital during war time.

If a war were to break what role would Iran play ? I don't believe that Iran would want to be directly involved however China is currently Iran's largest single crude purchaser. In case of a war Indians are counting on choking Chinese energy supplies which transit through the Indian ocean.

As far as I know close to 60% of Chinese energy supplies arrive by ship This is why the One Belt & Road initiative is so vital to China. It's not just about reviving the silk road or expanding trade. It also has the dual purpose of allowing China to secure energy supplies in case of a war.

Now with Afghanistan recently falling, obviously Iran could hypothetically sell crude to China not only via Pakistan but also via Afghanistan. Of course this would be much less cost effective / efficient but during war time energy supplies are absolutely vital, especially a nation with a massive population like China.

Yes China does have a large supply of backup energy reserves as well as huge reserves of gold, foreign currency, etc They could purchase energy supplies through Russia as well. I have no doubt that Putin would be more than happy to supply India with weapons and China with energy at the same time.

Of course this is assuming that Iran couldn't simply escort its tankers to China with help from Pakistan and China along the way as well. As we saw with the recent naval trip to St Petersburg, Iran's navy is more than capable of long voyages.

Not only that but would India really want to try seizing Iranian tankers in such a scenario ? I mean we all saw how that worked out for the UK. Would India really want to antagonize Iran and seirously risk all of its own trade in the Persian Gulf ? I doubt it, but again, even in the worse case scenario, the land route is now more viable than ever before now that the US has been forced out Afghanistan.

I don't think Indians realize how expendable they are in the Quad alliance. The Quad is a loosely nit group of nations that have common interests vs China. Essentially the rest of the members are counting on India to tie up Chinese troops and resources more than anything else. I highly doubt if any Quad members are willing to spare even a drop of blood for Indian territory or interests at large.

The issue is that in case of a war, India will have to face off against Pakistan and China in Kashmir but the real decisive blow will most likely be dealt if China manages to secure the infamous Siliguri corridor or as its referred to "India's chicken neck"

The loss of this vital territory would cut off Assam and all of north eastern India from the rest of India proper. Such a loss would be devastating and would force Delhi to give in to any and all Chinese concessions including war reparations.

Of course in a hypothetical war scenario, nothing is for certain. However simply comparing the way China and India handled the Covid-19 pandemic in each respective country shows us just how woefully unprepared and disorganized the Indians can be when faced with a chaotic situation.

So at the end of the day, I believe that if a war were to break out between the US and its allies vs China, I could see India getting knocked out of the conflict relatively quickly and being forced to make concessions, just like in 1962. This would essentially be one of China's most strategic ambitions and once the Chinese set their mind on something they don't play games. Right now the war drums are beating and things are heating up but again only time will tell.

eee.png


 

Dariush the Great

SENIOR MEMBER
Jan 28, 2020
2,229
-4
5,320
Country
Iran, Islamic Republic Of
Location
Netherlands
Pretty sure Hajizadeh said in a recent interview he picked the target himself and was prepared to escalate beyond that if the US retaliated. Which tells me the response file was in the hands of Hajizadeh and his missile force with direct approval of SL.
Wrong. Supreme leader is aware of everything.. just because he does not intervene in domestic governmental policies does not mean he will stand in the shadows if a major foreign escalation (with the US) happens. Hajizadeh has no power, for every missile launch he has to ask the permission of Rahbari (leader). No missile will fly outside of Iran without approval of the supreme leader. Iran's supreme leader is not your usual cleric.. he has a military background and was and still is involved in military operations.

Hajizadeh prepared around 400 missiles to target US bases in Afghanistan,Qatar,Kuwait etc if the US went berzerk and targeted Iranian mainland itself. With full approval AND decision making of the supreme leader. This implies that the leader expected a full blown war occurring around the month of January/February 2020.
 

TheImmortal

SENIOR MEMBER
Mar 11, 2017
4,097
-13
6,840
Country
United States
Location
United States
If US and NATO were so strong, then why did they just fukn lose the Afghanistan war so woefully??? thats what we need explained!
It was a political war loss, not a military loss. In the beginning Taliban surrendered quickly.

Then started the second war: the insurgency . By then it was an unpopular war, where president after president didn’t want to commit more troops to degrade the Taliban because of political ramifications among voters.

I mean 100K troops (the surge) for 2-3 years was succesful but needed to be maintained for likely 10-15 years to stabilize ALL of Afghanistan and sufficiently degrade Taliban. Also would have needed Pakistan to prevent any major taliban retreat into That country.

Also would have needed Iran, PGGC, Pakistan to round up Taliban political and military leaders hiding in their countries and either jail or execute them. That’s how you destroy an insurgency and a group. Not by playing wack a mole like Turkey and Iran have been doing with PKK.

1632083245316.png


By comparison just to give you an idea of how much troops would be needed for Afghan war, in the Syrian war there was over 250K terrorists and opposition forces....nearly 60-70% of which died during the war or were captured rest are hiding in Idlib right now or escaped the country.

SAA and militiamen losses difficult to estimate, but estimates range from 100-200K.

In conclusion: trying to “secure” a country and eliminate a trained insurgency group with 50-100K troops is quite frankly a joke. The war was already “lost” when the US wouldn’t commit more troops.
 

Users Who Are Viewing This Thread (Total: 2, Members: 0, Guests: 2)


Top Bottom